پیامک های وفات حضرت خدیجه

پیامک های وفات حضرت خدیجه

رحمت خدا بر خدیجه باد که شاخه‏های بی‏ پناه رسالت، بر ریشه‏های مقتدرش پیوند خورده بودند
وفات حضرت خدیجه(س)تسلیت باد

 

 

با کوچ تو ای بانو؛ دیگر هیچ کاروانی در بیابان دلها، بی‌شوقِ کعبه یادت قدم نزد؛ که استواری امروزِ بنای دین، از برکت خشتِ نخستینِ توست
السّلام علیک ای نور کبری ؛ای نیّره عظمی
وفات حضرت خدیجه(س)تسلیت باد

 

 

خدیجه یعنی کاشانه ایمان در تنگنای دوران؛ پروازش تلخ‌ترین حقیقتی است که امشب گلوی عالم را خواهد فشرد
وفات حضرت خدیجه(س)تسلیت باد

 

 

همت سر تسلیم به دیوار تو سوده
پیش از تو زنی لب به شهادت نگشوده
تو در دل سختی به پیمبر گرویدی
هر بار بلا را به سر و دوش کشیدی
وفات حضرت خدیجه(س)تسلیت باد

 

 

جبرئیل خطاب به پیامبر(ص):
به فاطمه بگو که خدای متعال برای مادرت در بهشت خانه‌ای بنا کرده است که رنج و داد و بیدادی در آن نیست؛و او در کنار آسیه و مریم است
وفات حضرت خدیجه(س)تسلیت باد

 

 

امام علی(ع):
سلام بر بانوی خود ساخته و پاک روش و پاک منشی که خدا؛ خیمه و سرای او را پاک و پاکیزه ساخته است
وفات حضرت خدیجه(س)تسلیت باد

 

 

امام علی(ع)
حضرت خدیجه پیشتازترین زن در راه آزادی بود و با پیامبر نماز گذارد و به نیایش نشست
وفات حضرت خدیجه(س)تسلیت باد

 

 

پیامبر(ص):
بهترین زنان اهل بهشت چهارنفرند:حضرت خدیجه  و حضرت فاطمه و آسیه زن فرعون و مریم دختر عمران
وفات حضرت خدیجه(س)تسلیت باد

 

 

پیامبر(ص):
ای خدیجه، در حق خود جز نیکی گمان مبر؛ که خداوند بزرگ بارها به ملائک خود؛ به تو مباهات می‏کند
وفات حضرت خدیجه(س)تسلیت باد

 

 

با کوچ تو ای بانو! دیگر هیچ کاروانی در بیابان دل ها،بی شوقِ کعبه یادت قدم نزد؛
که استواری امروزِ بنای دین، از برکت خشتِ نخستینِ توست

 

 

پروازش تلخ ترین حقیقتی است که امشب گلوی مکه را خواهد فشرد

 

 

خدیجه یعنی کاشانه ایمان در تنگنای دوران

 

 

استواری درخت را از میوه شیرین آن می توان شناخت و معنای خدیجه را از زلالی زهرا(س)

 

 

همسری رسول خدا(ص)، لیاقتی می خواست که ذات مقدس الهی، این شایستگی را در وجود حضرت خدیجه(س) آفرید

 

 

حضرت خدیجه(س) یکی از چهار زن کامله آفرینش بود که دوازده ستاره درخشان امامت از وجود او ریشه گرفته اند.
وفات حضرت خدیجه (س) تسلیت باد

 

 

کوچ خدیجه کبرا(س)، هجرت خورشیدی بود که هم خانه آسمان و هم شانه حماسه های نورانی اش بود
وفات حضرت خدیجه (س) تسلیت باد

 

 

امشب، هم درد با امّ ابیها، کوچ بانوی آفتابی خانه وحی را به سوگ می نشینیم؛ خاموشی شعله امید رسول خدا، خدیجه کبرا را تسلیت عرض می کنیم

 

 

خدیجه(س) بانویی بود که دارایی اش موجب والایی اش و ثروتش ابزار همّت و کرامتش بود

 

 

درک آسمان عظیمی همچون رسول خدا(ص)، نیازمند اقیانوسی مانند خدیجه کبرا بود تا تصویر آسمانی او را در تمام خویش منعکس کند

 

 

جبرئیل درباره خدیجه(س) می فرماید: «یا محمد! بر خدیجه(س) از جانب پروردگارش سلام برسان و او را به خانه ای از زبرجد در بهشت بشارت ده

 

 

اگر نبود دست یاری گر خدیجه(س)، شعله دین اسلام در شعب ابی طالب خاموش می شد
وفات حضرت خدیجه (س) تسلیت باد

 

 

عظمت مقام خدیجه(س) از سربلندی او در امتحانی بود که با تمام تنهایی، لحظه ای در حقانیت رسول خدا(ص) شک نکرد.
وفات حضرت خدیجه (س) تسلیت باد

 

 

در تعریف خدیجه(س) همان بس که فاطمه از دامان او برخاست و محمد با تکیه بر حمایت های او بر قلّه رسالت نشست
وفات حضرت خدیجه (س) تسلیت باد

 

 

حضرت خدیجه(س) زنی بود از جنس آسمان که با عروج روحانی اش به ملکوت، دیگر کسی رسول خدا را شادمان ندید
وفات حضرت خدیجه (س) تسلیت باد

 

 

وفات نخستین بانوی لبیک گوی رسالت، الهه کرامت و آبروی نجابت، حضرت خدیجه کبرا(س) را تسلیت می گوییم

 

 

وفات خدیجه کبرا، همسر و هم سِرِّ رسول خدا، بزرگ بانوی رنج و صبر و دعا را تسلیت می گوییم

 

 

سلام بر تو ای انیس تهی دستیِ دین، ای مونس محمد امین

 

 

وفات بزرگ بانوی دین، و مظهر بخشش و کرامت را تسلیت می گوییم
السّلام علیک ای نور کبری ای نیّره عظمی

 

 

رحمت خدا بر خدیجه علیها السلام باد که شاخه‏ های بی‏ پناه رسالت، بر ریشه‏ های مقتدرش پیوند خورده بودند

 

 

سلام بر تو بانوی چشمه‏ های روان، مادر مهربان شریعت، همسایه دیوار به دیوار آسمان، خدیجه بزرگ

 

 

با کوچ تو ای بانو! دیگر هیچ کاروانی در بیابان دل‌ها، بی‌شوقِ کعبه یادت قدم نزد؛ که استواری امروزِ بنای دین،
از برکت خشتِ نخستینِ توست، السّلام علیک ای نور کبری ای نیّره عظمی!

 

 

امشب خدیجه می رود از خانه ی وحی
تاریک شد در ماتمش کاشانه ی وحی
چشم از خدیجه بر نمی دارد پیمبر
خون جگر از دیده می بارد پیمبر

 

 

در سوگ تو آتشین دلم مادرِ یاس
هجران تو گشته قاتلم مادرِ یاس
زهرا به کنارِ قبر تو می‌گرید
از ناله‌ی او منفعلم مادرِ یاس

 

 

اى بانوى ذوالکرم خدیجه
اى مادر اهل غم خدیجه
دلداده تو حبیب حق بود
صاحب نفس حرم خدیجه

 

 

مادرِ زهرا چو دل را بر نبی تقدیم کرد
جانثاری بهر احمد را به خود تصمیم کرد
با نثار جان و مالش نزد زهرا دخترش
یاری همسر نمودن را چنین ترسیم کرد

 

 

هنوز عطرِ تو مادر به جسمِ من جاریست
هنوز زخمِ نبودن به سینه‌ام کاریست
ز مصحف مددت یک ورق به جا مانده
میان آن در و دیوار لحظه‌ ی یاریست

 

 

تو به اسلام مادری کردی
تو به توحید یاوری کردی
عصمت از دامنت چنان جوشید
که به مریم برابری کردی

 

 

همت سر تسلیم به دیوار تو سوده
پیش از تو زنی لب به شهادت نگشوده
تو در دل سختی به پیمبر گرویدی
هر بار بلا را به سر و دوش کشیدی

 

 

من آن كنيز خدايم كه يار طاهايم
منم كه مادر امّ الائمه زهرايم
به افتخار كنيزي مصطفي اين بس
كه من شريك نبي در نشاط و غمهايم

 

 

خداست شاهد حالم كه من چه‏ ها ديدم
اگر چه شاد ز يك عمر امتحانهايم
گهي به شعب ابي طالبم گواه بلا
گهي ستم كش اهل حجاز و بطحايم

 

 

تمام هستي خود را به عشق بخشيدم
به عشق اينكه به بيت نبي است مأوايم
ولي چه زود شنيدم پس از من و احمد
حريم عشق بسوزد به دست اعدايم

 

 

اشک غمت به ساحل پلک ترم نشست
سنگ فراق شیشه ی قلب مرا شکست
امن یجیب خواندن من بی نتیجه ماند
زهرا یتیم گشت و پدر بی خدیجه ماند

 

 

مقام و منزلتش را کسی چه می داند
شریک امر رسالت همیشه می ماند
قد خمیده و موی سفید او امشب
هزار روضه برای رسول می خواند

 

 

برای مادر ایمان سزاست گریه کنیم
و با سرشک امامان سزاست گریه کنیم

 

 

قنوت امشب زهرا فقط شده مادر
به روی سینه مادر نهاده سر، کوثر
الهی مادر یاسم غریب می میرد
غریب بود و غریبانه جان دهد آخر

 

 

هنوز چهره مکه غبار ماتم داشت
هنوز داغ ابوطالب آتش غم داشت
دل لطیف پیمبر غمین زهرا بود
به سینه درد و غم و غصه های عالم داشت
سخن ز رحلت بانوی با کرامت بود
کسی که حسن کمال چهار مریم داشت

 

 

چه بانویی که خدایش سلام می فرمود
که نامه عملش مُهر مِهر خاتم داشت
یگانه بانوی مردی که از عدالت خود
تمام عالم و آدم به زیر پرچم داشت

 

 

برای حضرت ام الائمه این یک بس
که نور فاطمه بر دامن مکرم داشت
خدیجه مادر ما اولین مسلمانی است
که با ولای علی عهد خویش محکم داشت

 

 

اي سلام آورده جبريل از خداوندت، سلام
وي محمّد برده نامت را به لب با احترام
همسر و همسنگر و همگام با خيرالانام
سايه‌ات تا صبح محشر بر سر دين مستدام

 

 

اي شده وقف خداوند تعالي هست تو
وي تمام هستي خالق به روي دست تو
پاک‌تر از پرده ی بيتِ الهي دامنت
خلعت زيباي اُم‌المؤمنيني بر تنت

 

 

بوي عطر عصمت مريم دهد پيراهنت
نقش لبخند نبي در «يا محمّد» گفتنت
کيست تا مثل تو بانو کُفو طاهايش کنند؟
کفـو طاهـا، مـادر ام ابيهـاش کنند؟

 

 

اين بوَد شأنت که حق روح مطهر خوانَدت
مي‌سزد پيغمبر اسلام، همسر خواندت
ني عجب گر حيدر کرار، مادر خواندت
يا که جبريل امين زهراي ديگر خواندت

 

 

اي درود آفرينش بر تو و بر شوهرت
وي سلام الله بر دامان زهرا پرورت
در مقام زن ولي مردانگي قانون توست
تا قيامت هر کجا مؤمن بوَد، ممنون توست

 

 

بردباري، صبر، دينداري همه مرهون توست
هر که از اسلام دارد بهره‌اي، مديون توست
مصطفي ز آغاز، ياري جز تو و حيدر نداشت
در مقام و منزلت مانند تو همسر نداشت

 

 

اين سه اصل آمد از اول باعث ترويج دين
هست تو، خُلق نبي، تيغ اميرالمؤمنين
از تمام هست خود يکسر فشاندي آستين
راستي اين است در اسلام، دين راستين

 

 

با علي همگام در احياي قرآن بوده‌اي
پيشتر از بعثت احمد مسلمان بوده‌اي
مؤمنين از چون تو مادر تا قيامت سرفراز
مسلمين آرند بر خاک درت روي نياز

 

 

بر تو مي‌بالد محمّد، بر تو مي‌نازد حجاز
با محمّد خوانده‌اي پيش از شب بعثت، نماز
مـادر زهرا ! سلام الله ، بر جان و تنت
يازده خورشيد سر زد از سپهر دامنت

 

 

اى بهترين مادر گرامى، همسر عشق
هستى خود دادى به راه رهبر عشق
اى گرمى كاشانه احمد خديجه
اى سفره دار خانه احمد خديجه

 

 

تو رمز پيروزى ختم المرسلينى
در هر دو عالم حتم دارم بهترينى
تو نور بخش دين ميان عالمينى
در كربلا تو ذكر لبهاى حسينى

 

 

تویى كه ثروت خود بى دريغ بخشيدى
به همسرى كه مقامش به حق بود والا
چو گشت معتكف كوه نور، همسر تو
توئى كه بوده اى چشم انتظار راه حرا

 

 

پس از وصیت ام الائمه پیغمبر
خدیجه را به عبایش ز خود مقدم داشت
در آن دمی که کفن از بهشت آوردند
هوای رحلت او روضه محرم داشت

 

 

اى قبله حاجات مولاتى خديجه
اى مادر سادات مولاتى خديجه
اى آنكه نور عشق لبخند تو باشد
زهرا نمايد فخر فرزند تو باشد

 

 

ما به تو گريان، تو را لب در جنان پر خنده باد
همچو جان در قلب ياران خاطراتت زنده باد
شوکت و جاه و جلال و عزتت پاينده باد
منطقت تا حشر بر بوجهل‌ها کوبنده باد

 

 

بر محمّد از همه زن‌هاي عالم خوب‌تر
مصطفي را سوز داغت ماند عمري بر جگر
بارها زين غصه چشم سيد بطحا گريست
بلکه در شـام زفاف حيدر و زهرا گريست

 

 

گشت عام الحزن بر ختم رسل، سال غمت
شد روان از ديده‌اش بر چهره اشک ماتمت
اي در امواج بلاها با محمّد رهسپر
در هجوم سنگ‌ها جان محمّد را سپر

 

 

کرد در ماه خدا روح تو پرواز از بدن
گشت مهمان در جوار قرب حي ذوالمنن
بود سال رحلتت سال غم و رنج و محن
جامه ختم رسالت شد بر اندامت کفن

 

 

سلام ما به تو باداى خديجه كبرى
نخست همسر خوش طينت رسول خدا
هزار رحمت حق بر راوان پاك تو باد
درود ما به تو باد، به جنت الماوى

 

 

مادر مرو که فاطمه ات زار و مضطر است
هجر تو قاتل من غمدیده دختر است
غصه مخور به حال پدر چونکه بعد تو
زهرای کوچک توبرایش چو مادر است

 

 

پیغمبر را نکو همسر، خدیجه
عزیز قلب پیغمبر،خدیجه!
یقین باشد پس از زهرا و زینب
بود از هر زنی برتر،خدیجه

 

 

چشم از خدیجه بر نمی دارد پیمبر
خون جگر از دیده می بارد پیمبر

 

 

امشب خدیجه می رود از خانه ی وحی
تاریک شد در ماتمش کاشانه ی وحی

 

 

گشت عام الحزن بر ختم رسل، سال غمت
شد روان از دیده‌اش بر چهره اشک ماتمت

 

 

این سه اصل آمد از اول باعث ترویج دین
هست تو، خُلق نبی، تیغ امیرالمؤمنین
بود سال رحلتت سال غم و رنج و محن
جامۀ ختم رسالت شد بر اندامت کفن

 

 

مصطفی ز آغاز،یاری جز تو و حیدر نداشت
در مقام و منزلت مانند تو همسر نداشت

 

 

در مقام زن ولی مردانگی قانون توست
تا قیامت هر کجا مؤمن بوَد،ممنون توست
بردباری، صبر، دینداری همه مرهون توست
هر که از اسلام دارد بهره‌ای،مدیون توست

 

 

تو به اسلام مادري كردي
تو به توحيد ياوري كردي
عصمت از دامنت چنان جوشيد
كه به مريم برابري كردي

 

 

با کوچ تو ای بانو
دیگر هیچ کاروانی در بیابان دل‌ها،بی‌شوقِ کعبه یادت قدم نزد؛
که استواری امروزِ بنای دین، از برکت خشتِ نخستینِ توست
السّلام علیک ای نور کبری ای نیّره عظمی

 

 

خدیجه یعنی کاشانه ایمان در تنگنای دوران
پروازش تلخ ‌ترین حقیقتی است که امشب گلوی عالم را خواهد فشرد

 

 

همت سر تسلیم به دیوار تو سوده
پیش از تو زنی لب به شهادت نگشوده
تو در دل سختی به پیمبر گرویدی
هر بار بلا را به سر و دوش کشیدی